محمد خزائلى

291

شرح بوستان ( فارسى )

گرت صورت حال بد يا نكوست ، * نگارندهء دست تقدير ، اوست در اين ( 1 ) نوعى از شرك پوشيده هست ، * كه زيدم بيازرد و عمروم بخست گرت ديده بخشد خداوند امر ( 2 ) ، * نبينى دگر صورت زيد و عمرو نپندارم ( 3 ) ار بنده دم دركشد ، * خدايش به روزى قلم دركشد جهان‌آفرينت گشايش دهاد ، * كه گروى ببندد كه يا رد گشاد ؟ حكايت ( 11 ) [ شتر بچه با مادر خويش گفت . . . . ] شتر بچه با مادر خويش گفت : * پس از رفتن آخر زمانى بخفت ( 4 ) بگفت : ار به دست منستى مهار ، * نديدى كسم باركش در قطار خدا ( 5 ) كشتى آنجا كه خواهد برد ، * وگر ناخدا جامه بر تن درد مكن سعديا ديده بر دست كس ، * كه بخشنده ، پروردگار است و بس اگر حق‌پرستى ز درها بست ( 6 ) * كه گروى براند ، نخواند كست گر او تاجدارت كند ، سر برآر * و گرنه سر نااميدى بخار